برات

برات (پست ویژه برات)

جمعه, ۷ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۳۷ ب.ظ


حتما این بار فرق می کند...!

حتما این بار به اجابت نزدیکترم...!

حتما این بار فرصتی دوباره است!

حتما باید تلاش کنم!

...

و همین طور جملات از ذهنم یکی یکی عبور می کرد که یک کلمه عجیب من را سر جایم خشکاند!

"برات"!

همانی که سالها منتظرش بودم

اصلا فقط به نیت "شما" این جا را "برات" نامیدم نکند یادم برود که جز "برای شما" بنویسم...!

دیروز که "برات کربلا" را گرفتم چند ثانیه به کاغذ در دستم زُل زدم و شکر که باز هم نعمتی این چنین روزیم شد!

حالا من ماندم و یک دنیا فکر و خیال!

که وقتی دیدمشان چه حرف هایی را بگویم! با خودم فکر می کنم من همیشه از همین راه دور هم یقین داشتم می شنوند و اگر اجابتی نبود حتما منتظر همچین روزی بودند که فقط بین خودم و خودشان نباشد، بلکه همه بدانند و بگویند:

"حاجت روا به دست حضرت پدر* است"،

" از امام حسین حاجتش را گرفت"،

" حضرت عباس باب الحوائجش شد"،

"از بس عاشق دردانه اش** بود، باب الحوائج امام موسی کاظم حاجتش را از خدا خواست"،

" از بس امام رضا را دوست داشت امام جواد، به احترام پدر، بنده نوازی کرد"،

"امام هادی رویش را زمین نزد، او عاشق زیارت جامعه است"،

" امام حسن عسکری و حضرت نرجس خاتون یاری می کنند یاری کننده فرزند غریب شان را"!


پ.ن: و این انسان چه قدر خوشبخت است که شما را دارد و چه خوشبخت است که گره اش قرار است به دستان شما باز شود؛ هر روز باید زمزمه کنم: چیزی از دیگری نمی خواهم، تو مرا انتخاب کن مولا...!


*حضرت پدرم امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام

** حضرت معصومه ی جانم




  • هم سایه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی